معانی کلمه : تریشه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
هر چیز خرده ریزه، مثل ریزۀ کاغذ، ریزۀ چوب، و مانند آن، تراشه.
فرهنگ معین
(تَ ش ِ ) (اِ. ) تراشه ، هر چیز خرده ریز مانند خرده کاغذ، چوب و...
فرهنگ فارسی
هرچیزخرده وریزه مثل ریزه کاغذوریزه چوب و...
( اسم )خرده ریزمانند ریز. کاغذ چوب .
( اسم )خرده ریزمانند ریز. کاغذ چوب .
برجستگی نازک و تیغهمانند با سطح بیقاعده که در مجاورت گوشهها یا در کنارههای زوایای داخلی قطعۀ ریختگی به وجود میآید
فرهنگستان زبان و ادب
{fillet scab} [مهندسی مواد و متالورژی] برجستگی نازک و تیغه مانند با سطح بی قاعده که در مجاورت گوشه ها یا در کناره های زوایای داخلی قطعۀ ریختگی به وجود می آید
