کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ترکمانی
تلفظ بین المللی :
/tˈarkemˌɑni/
تلفظ :
[t'aRkem,Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ترکمانی غسانی یمنی
علی ترکمانی
ابن الترکمانی
لوقیون ترکمانی
علاءالدین ترکمانی
ابن ترکمانی
ریم ترکمانی
ابن ترکمانی ابوالحسن علاءالدین علی بن عثمان ماردینی
ابن ترکمانی علی بن عثمان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ترکمانی .
[ ت ُ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به ترکمان . (ناظم الاطباء). چون اسب ترکمانی ، دوغ ترکمانی و جز اینها
:
یکی زیغ دیدم فکنده در او
نمد پاره ٔ ترکمانی سیاه .
معروفی .
ترکمانی . [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) قاسم بن محمد ترکمانی الدمشقی ملقب به زین الدین الحنفی . بسال 888 هَ . ق . درگذشت . او راست «مختصرالضوء ...
فرهنگ فارسی
محمد بن احمد بن عثمانی بن ابراهیم مصطفی ماردینی جلال الدین ترکمانی خنفی متولد ۷۱۴ ق.
کلمات مرتبط
ترکمانی غسانی یمنی
علی ترکمانی
ابن الترکمانی
لوقیون ترکمانی
علاءالدین ترکمانی
ابن ترکمانی
ریم ترکمانی
ابن ترکمانی ابوالحسن علاءالدین علی بن عثمان ماردینی
ابن ترکمانی علی بن عثمان
نظرات