تروهیده. [ ت َ / ت ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) بمعنی اندوخته و آمیخته باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). بر وزن ترومیده که سابقاً مرقوم شد و بهمان معنی آمده بدرجاجرمی گفته... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). محشی فرهنگ اسدی نخجوانی که تحفه هم از او نقل میکند می نویسد: تروهیده ( و ) ترومیده آموخته و اندوخته بود. عنصری گوید : مرگ فرهنگ از تروهیده است.تیز مغزی از او نکوهیده است. و شعوری می نویسد: ترومیده ، آمیخته ...