کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تروش | کلماتور
معانی کلمه : تروش
تلفظ بین المللی :
/tˈarvvoʃ/
تلفظ :
[t'aRvvoS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
تروش البانی
تروش بالا
پوران تروش
اچ ام اس تروش
تروشرویی
تروشرویی کردن
اندره تروشو
پیوتر تروشووسکی
تروشتلفینگن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
تروش. [ ت ُ ] ( ص ) حامض. ( ملخص اللغات ). تُرش و تُرُش لهجه ای است که در جنوب خراسان بهمین صورت متداول است. رجوع به ترش شود.
فرهنگ فارسی
حامض ٠ ترش و ترش لهج. است که در جنوب خراسان بهمین صورت متداول است ٠
دانشنامه عمومی
ترش.
(گنابادی) تُروْش [torwsh]؛ اوقات تلخ، چهره گرفته و در فکر.
کلمات مرتبط
تروش البانی
تروش بالا
پوران تروش
اچ ام اس تروش
تروشرویی
تروشرویی کردن
اندره تروشو
پیوتر تروشووسکی
تروشتلفینگن
نظرات