کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترفیل | کلماتور
معانی کلمه : ترفیل
تلفظ بین المللی :
/tˈarfil/
تلفظ :
[t'aRfil]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جیمز ترفیل
ترفیلد
دمیتریس ترفیلوز
افسر ترفیع یافته
تافیلالت
ترفیع دادن
ترفیع رتبه دادن
تریلیوم
تریلیونیم ثانیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ترفیل. [ ت َ ] ( ع مص ) پر کردن چاه را از آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) : رفل الرکیة ترفیلاً. ( منتهی الارب ). || بزرگ داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || خوار و حقیر نمودن ( از اضداد است ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || مالک چیزی گردانیدن کسی را. ( منتهی الار...
فرهنگ عمید
در عروض، افزودن سببی بر وتد مستفعلن تا مستفعلاتن شود و آن را مرَفَّل می گویند.
فرهنگ فارسی
پر کردن چاه را از آب . یا بزرگ داشتن . یا خوار و حقیر نمودن . یا مالک چیزی گردانیدن کسی را . یا مهتر نمودن .
کلمات مرتبط
جیمز ترفیل
ترفیلد
دمیتریس ترفیلوز
افسر ترفیع یافته
تافیلالت
ترفیع دادن
ترفیع رتبه دادن
تریلیوم
تریلیونیم ثانیه
نظرات