Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ترساننده

تلفظ بین المللی : /tˈarsɑnˌande/ تلفظ :‌ [t'aRsAn,ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ترکاننده
  • ترسانیده
  • رساننده
  • نرساننده مقصود
  • تاراننده
  • ترساندن
  • ترسانیدن
  • تازاننده
  • تراشنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ترساننده.[ ت َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) بیم کننده. ذامر. متهدد. موحش. ترس آور. رعب انگیز. || نذیر : برانگیخت او را در حالی که بود چراغ نوردهنده و بشارت دهنده و ترساننده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308 ).

فرهنگ عمید

کسی یا چیزی که دیگری را بترساند.

فرهنگ معین

(تَ نَ دِ ) (ص فا. ) آن که دیگری را بترساند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه دیگری را بترساند و بخوف اندازد.

مترادف و متضاد

مخوف، موحش، مهیب، مهیل، هایل، هولناک

alarmist (اسم)ترساننده، ادمی که ایجاد وحشت بی مورد کندscaremonger (اسم)ترساننده، ادمی که ایجاد وحشت بی مورد کندterrorist (اسم)ترساننده، ارعابگر، طرفدار ارعاب وتهدیدeerie (صفت)ترساننده، گرفته، وهم اورdeterrent (صفت)ترساننده، بازدارنده، منع کننده، عایقeery (صفت)ترساننده، گرفته، وهم اور...

کلمات مرتبط

  • ترکاننده
  • ترسانیده
  • رساننده
  • نرساننده مقصود
  • تاراننده
  • ترساندن
  • ترسانیدن
  • تازاننده
  • تراشنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات