ترزبان. [ ت َ زَ ] ( ص مرکب ) ترزفان. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ). زبان آور و شخصی که گرم گفتگو شود و سخنهای تر و تازه بگوید. ( برهان ). کنایه از خوش بیان. ( از انجمن آرا ). ناطق و به فصاحت سخن گوینده. ( غیاث اللغات ). خوش زبان. ( فرهنگ رشیدی ). زبان آور و کسی که سخنان تر و تازه گوید. فصیح. ( ناظم الاطباء ). خوش زبان ، و در این ترکیب لفظ تر بمعنی چالاک و چست ، بلکه بدین معنی مرکب نیز آمده ، غ...
فرهنگ عمید
۱. کسی که سخن های خوب و تازه بگوید، زبان آور، خوش سخن، فصیح. ۲. ترجمان.
فرهنگ معین
(تَ. زَ ) (ص مر. ) خوش سخن ، فصیح .
فرهنگ فارسی
زبان آور، خوش سخن، فصیح، کسی که سخنهای تازه وخوب تر زفان . زبان آور و شخصیکه گرم گفتگو شود و سخنهای تر و تازه بگوید . کنایه از خوش بیان بودن . ناطق و به فصاحت سخن گوینده .