معانی کلمه : تربص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. انتظار کشیدن.
۲. صبر کردن و نگران پیشامد بودن.
۳. چشمداشت.
۲. صبر کردن و نگران پیشامد بودن.
۳. چشمداشت.
فرهنگ معین
(تَ رَ بُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) چشم داشتن ، انتظار کشیدن .
فرهنگ فارسی
صبرکردن ونگران پیش آمدن، چشمداشت
۱- ( مصدر ) چشم داشتن انتظار کشیدن . ۲- ( اسم ) انتظار چشمداشت . جمع : تربصات .
۱- ( مصدر ) چشم داشتن انتظار کشیدن . ۲- ( اسم ) انتظار چشمداشت . جمع : تربصات .
