Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تذهیب

تلفظ بین المللی : /tˈazhib/ تلفظ :‌ [t'azhib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تذهیب کاری کردن
  • تذهیب کردن
  • تذهیب قران
  • نقاشی با تذهیب
  • زینل تذهیب کار
  • علی محمد تذهیب کار
  • تذهیبی
  • محمدعلی تذهیبی
  • مولانا تذهیبی اصفهانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تذهیب. [ ت َ ] ( ع مص ) زراندود کردن. ( تاج المصادربیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( غیاث اللغات ) : تذهیب و تزویق آن بجایی رسانید که صنعت صناع رصافه به اضافت تصنع و تنوق نقاشان آن روزگار در مقابله آن ناچیز شد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 421 ).

فرهنگ عمید

۱. زراندود کردن، طلاکاری.
۲. تزیین و نقش ونگار دادن اوراق کتاب های خطی با آب زر و لاجورد.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) زر گرفتن ، زراندود کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیب(در لغت به معنای زراندودکردن یا طلاکاری) اصطلاحی در هنر آراستن و تزیین نسخه های خطی با نقش های گوناگون به سبک ایرانی و «گل و بته» به کمک رنگ های مختلف و طلا و نقره، در صفحات کتاب، بخصوص نخستین و آخرین صفحه، سرفصل ها و حاشیۀ صفحات، سرسوره ها و کتیبه ها در قرآن، و همچنین متن یا حاشیۀ قطعه های خط در خوشنویسی. هنر تذهیب در ایران سابقه ای کهن دارد و از روزگار ا...

فرهنگ فارسی

اندودکردن، طلاکاری، هنرتزیین ونقش ونگاردادن، اوراق کتابهای خطی با آب زرولاجورد
۱-( مصدر ) زر گرفتن زر اندود کردن . ۲- ( اسم ) زر کاری طلا کاری . ۳ - جمع : تذهیبات .

دانشنامه عمومی

تَذهیب را می توان مجموعه ای از نقش های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتاب های مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگ های هنری و قطعه های زیبای خط به کار می برند.در فرهنگ های فارسی تعریف دقیقی از تذهیب وجود ندارد؛ تعریفی که ما را به اصل و منشاء این هنر رهنمون باشد. در برخی از کتاب های قدیمی و اغلب تذکره ها فقط نامی از نقاشان و مذهبان آمده است که این، برای دریافت...

مترادف و متضاد

زراندود کردن، طلاکاری کردن

زراندود، طلاپوشی، طلاکاری، مذهب، تمویه، مطلاپوشی

۱. زراندود، طلاپوشی، طلاکاری، مذهب، تمویه، مطلاپوشی
۲. زراندود کردن، طلاکاری کردن

illumination (اسم)روشن کردن، روشن سازی، تذهیب، اشراق، چراغانی، تنویرgilding (اسم)تذهیب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تَذْهیب، هنری از شاخۀ نگارگری با نقش مایه های گیاهی و هندسیِ بسیار نازک و ظریفِ شیوه یافته با رنگ های غالب طلا و لاجورد و یکی از ارکان بنیادی کتاب آرایی می باشد.واژۀ تذهیب (برگرفته از ذهب به معنی طلا) از روزگار گذشته تا کم و بیش هم اکنون به معنی فراگیر زراندود ساختن یا زرنگار کردن اشیاء و آثار به کار رفته است. این معنی را نباید با هنر تذهیب یکی دانست، هرچند که اثر زرنگار از جایگاه هنری ...

کلمات مرتبط

  • تذهیب کاری کردن
  • تذهیب کردن
  • تذهیب قران
  • نقاشی با تذهیب
  • زینل تذهیب کار
  • علی محمد تذهیب کار
  • تذهیبی
  • محمدعلی تذهیبی
  • مولانا تذهیبی اصفهانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات