کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تذنب
تلفظ بین المللی :
/tazˈannob/
تلفظ :
[taz'annob]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
التنبیه و الاشراف
طاق و ترنب
کاسه ٔ تنباکو
کدو تنبل
با اخراج تنبیه کردن
با تنبلی حرکت کردن
با تنبلی و سنگینی حرکت کردن
انسان یا حیوان تنبل و کندرو
ادم بیکار و تنبل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تذنب. [ ت َ ذَن ْ ن ُ ] ( ع مص ) گرفتن راه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( ازمتن اللغه ). || سر عمامه فروگذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). دنباله گذاشتن عمامه خود را. ( منتهی الارب ). دنباله دستار گذاشتن. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( متن اللغه ). || تعدی و تجنی بر کسی. ( المنجد ). تجنی و تجرم بر کسی. ( اقرب الموارد ). تجرم و تجنی بر کسی. ( م...
کلمات مرتبط
التنبیه و الاشراف
طاق و ترنب
کاسه ٔ تنباکو
کدو تنبل
با اخراج تنبیه کردن
با تنبلی حرکت کردن
با تنبلی و سنگینی حرکت کردن
انسان یا حیوان تنبل و کندرو
ادم بیکار و تنبل
نظرات