Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تدریس کردن

تلفظ بین المللی : /tˈadris kˈardan/ تلفظ :‌ [t'adRis k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • معلمی یا تدریس کردن
  • تدلیس کردن
  • بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
  • تاریک کردن
  • تاسیس کردن
  • دوباره برقرار یا تاسیس کردن
  • مبهم و تاریک کردن
  • تبری کردن
  • تاری کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تدریس کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعلیم دادن. درس دادن : فلان در دانشگاه تدریس میکند.

فرهنگ فارسی

تعلیم دادن درس دادن فلان در دانشگاه تدریس میکند .

مترادف و متضاد

profess (فعل)ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردنlesson (فعل)درس دادن به، تدریس کردنprelect (فعل)سخنرانی کردن، تدریس کردن...

کلمات مرتبط

  • معلمی یا تدریس کردن
  • تدلیس کردن
  • بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
  • تاریک کردن
  • تاسیس کردن
  • دوباره برقرار یا تاسیس کردن
  • مبهم و تاریک کردن
  • تبری کردن
  • تاری کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات