معانی کلمه : تدریجا
لغت نامه دهخدا
( تدریجاً ) تدریجاً. [ ت َ جَن ْ ] ( ع ق ) متدرجاً و بطور تدریج و آهستگی.( ناظم الاطباء ). به تدریج. خردخرد. کم کم. رفته رفته.
فرهنگ فارسی
متدرجا و بطور تدریج و آهستگی خرد خرد کم کم رفته رفته بتدریج .
فرهنگ فارسی ساره
کم کم
