معانی کلمه : تدرج
لغت نامه دهخدا
تدرج . [ ت َ دَرْ رُ ] (ع مص ) اندک اندک قریب گردیدن . (منتهی الارب ). اندک اندک نزدیک گردیدن . به تدریج پیش آمدن . (ناظم الاطباء). مرتبه مرتبه سوی چیزی پیش رفتن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || پایه پایه بالا رفتن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
تذرو#NAME?
۱. کمکم و آهستهآهسته پیش رفتن؛ پایهپایه نزدیک شدن.
۲. اندکاندک به سوی چیزی رفتن.
= تذرو
۱. کم کم و آهسته آهسته پیش رفتن، پایه پایه نزدیک شدن.
۲. اندک اندک به سوی چیزی رفتن.
۱. کم کم و آهسته آهسته پیش رفتن، پایه پایه نزدیک شدن.
۲. اندک اندک به سوی چیزی رفتن.
فرهنگ معین
(تَ دَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) اندک اندک و آهسته آهسته پیش رفتن .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) اندک اندک و آهسته آهسته پیش رفتن پایه پایه نزدیک شدن . ۲- ( اسم ) پیش روی کم کم . جمع تدرجات .
تذرج جمع : تدارج پرنده ای خوش نقش و نگار و بلند دم دراج فارسی است که معرب شده و اصل آن تدرو است معرب از تذرو فارسی است و بترکی قرقاول و در تنکابن و مازندران تورنگ نامند .
تذرج جمع : تدارج پرنده ای خوش نقش و نگار و بلند دم دراج فارسی است که معرب شده و اصل آن تدرو است معرب از تذرو فارسی است و بترکی قرقاول و در تنکابن و مازندران تورنگ نامند .
