Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تداکو

تلفظ بین المللی : /tadˈɑkuː/ تلفظ :‌ [tad'Aku:]
لغت نامه دهخدا
  • تاکوما
  • تداول یافتن
  • تداوم بخشیدن
  • تداوی روحی
  • تراکوتا
  • مبحث تداوی
  • تداول
  • تداوی
  • سکوندی تاکورادی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تداکؤ. [ ت َ ک ُءْ ] ( ع مص ) گردآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ازدحام. ( تاج العروس ). || زحمت دادن. || راندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تدافع. ( تاج العروس ) :
و قربوا کل َّ صِهْمیم مناکبه
اذا تداکاء منه ُ دفعه شنفا.
ابن مقبل ( از تاج العروس ).

کلمات مرتبط

  • تاکوما
  • تداول یافتن
  • تداوم بخشیدن
  • تداوی روحی
  • تراکوتا
  • مبحث تداوی
  • تداول
  • تداوی
  • سکوندی تاکورادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات