معانی کلمه : تداعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (روانشناسی) اصل یا حالتی که افکار و اندیشهها و عواطف و سرگذشتها چنان به هم مربوط میشوند که یکی پس از دیگری در ذهن پدیدار میشوند؛ تسلسل افکار؛ تسلسل خواطر.
۲. [قدیمی] یکدیگر را خواندن و گرد آمدن.
۳. به یاد آوردن.
〈 تداعی معانی: از یک معنی به معنی دیگر پی بردن؛ به یاد آوردن یک معنی توسط معنی دیگر.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - یکدیگر را خواندن . ۲ - با هم دعوا کردن .
فرهنگ فارسی
در روانکاوی، پیوندی میان یک محتوای ذهنی و یک محتوای ذهنی دیگر
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: تداعی (دختر) (عربی) (تلفظ: tadaei) (فارسی: تَداعی) (انگلیسی: tadaei)
معنی: یادآوری و بخاطر آوردن در ذهن
معنی: یادآوری و بخاطر آوردن در ذهن
مترادف و متضاد
یکدیگر را (فرا)خواندن
فراخوانش، همخوانش، یادآوری، بهخاطرآوری ≠ تدافع
۱. فراخوانش، همخوانش، یادآوری، بهخاطرآوری
۲. یکدیگر را (فرا)خواندن ≠ تدافع
۳. به خاطر آوردن، به یادآوردن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بیاد آوردن، یاد آور
فرهنگستان زبان و ادب
{association} [روان شناسی] در روان کاوی، پیوندی میان یک محتوای ذهنی و یک محتوای ذهنی دیگر
