Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تدارک

تلفظ بین المللی : /tadˈɑrok/ تلفظ :‌ [tad'ARok]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • تِدارُک
  • تدارک اندیشیدن
  • تدارک دیدن
  • تدارک کننده
  • تدارک گر
  • تدارک گر پذیرایی
  • تدارک بینی
  • سطح تدارک
  • نقطۀ تدارک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تدارک. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) دررسیدن آخر ایشان اول ایشان را. تلاحق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). یقال : تدارکوا؛ ای تلاحقوا. ( منتهی الارب ). به همدیگر رسیدن. ( غیاث اللغات ). ومنه قوله تعالی : حتی اذا ادّارکوا فیها جمیعاً. ( قرآن 38/7 ). اصله تدارکوا، ادغمت التاء فی الدال و اجتلبت الهمزة لیبقی السکون. ( منتهی الارب ). || قوله تعالی : بل ادّارک علمهم فی الاَّخر...

فرهنگ عمید

۱. تهیه کردن، آماده ساختن.
۲. [قدیمی] رسیدن چیزی به چیزی.
۳. [قدیمی] عوض چیزی را فراهم کردن.
۴. [قدیمی] خبط و اشتباهی را دریافتن و اصلاح کردن.
۵. [قدیمی] تلافی کردن.

فرهنگ معین

(تَ رُ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - فراهم کردن . ۲ - تلافی کردن .

فرهنگ فارسی

تهیه و انبار کردن و نگهداری و توزیع اقلام ضروری؛ نحوه و مدت نگهداری آنها که براساس نوع و تعداد تعیین می‌شود متـ . تأمین

رسیدن چیزی به چیزی، تهیه کردن، آماده ساختن۱- ( مصدر ) فراهم کردن تهیه کردن آماده ساختن . ۲- باز بدست آوردن عوض چیزی را فراهم کردن تلافی کردن . ۳- در یافتن خطا و اشتباهی را اصلاح کردن . ۴- بهم رسیدن . ۵-( اسم ) تلاقی . ۶- دریافت خطا اصلاح . جمع : تدارکات ....

مترادف و متضاد

تلافی، جبران

آمادگی، پیش‌بینی، تامین، تجهیز، تحصیل، تمهید، تهیه، فراهم، فراهم‌سازی

۱. آمادگی، پیشبینی، تامین، تجهیز، تحصیل، تمهید، تهیه، فراهم، فراهمسازی
۲. تلافی، جبران

provision (اسم)ماده، شرط، بند، قید، اغذیه، علوفه، توشه، تهیه، قوانین، تدارک، شرط کردنpreparation (اسم)تعبیه، تمهید، امایش، امادگی، تهیه، تدارک، اماده سازی، تهیه مقدمات، پستایش، امادش، اقدام مقدماتیpurveyanc...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تدارک به جبران عمل فوت شده یا مال تلف گشته گفته می شود.متعلق تدارک یا مال است و یا عمل.تدارک مالیتدارک مالی در موارد ضمان مطرح است و تدارک عمل یا به اصلاح رفع نقص آن است و یا به انجام دادن آن پس از ترک عمل در زمان مقرّر و از آن در بابهای طهارت، صلات و حج سخن گفته شده است.تدارک به اصلاح عملاگر فردی در اثنا یا بعد از فراغ از وضو یا غسل به ترک جزء- مانند شستن صورت- یا شرطی از آن- مانند رعا...

فرهنگ فارسی ساره

آماده سازی، فراهم ساز

واژه نامه بختیاریکا

گِردواری

فرهنگستان زبان و ادب

{supply} [علوم نظامی] تهیه و انبار کردن و نگهداری و توزیع اقلام ضروری؛ نحوه و مدت نگهداری آنها که براساس نوع و تعداد تعیین می شود متـ . تأمین

کلمات مرتبط

  • تِدارُک
  • تدارک اندیشیدن
  • تدارک دیدن
  • تدارک کننده
  • تدارک گر
  • تدارک گر پذیرایی
  • تدارک بینی
  • سطح تدارک
  • نقطۀ تدارک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات