تخییم . [ ت َخ ْ ] (اِخ ) ناحیه ای به یمامه . (معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ).
تخییم . [ ت َخ ْ] (ع مص ) داخل شدن در خیمه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). نصب کردن خیمه و اقامت در آن . (از المنجد). نصب کردن خیام را نیز گفته اند. (اقرب الموارد). || مقیم شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). مقیم گردیدن در جای . (منتهی الارب ) (...