کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخمیری
تلفظ بین المللی :
/taxmˈiri/
تلفظ :
[taxm'iRi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
سیباب تخمیری
شیر تخمیری
غذای تخمیری
فراوردۀ شیری تخمیری
فراوردۀ لبنی تخمیری
محصول تخمیری
دارای ماده تخمیری
ماده تخمیری بزاق
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
zymotic
(صفت)
مسری، واگیردار، تخمیری، عفونی
fermentative
(صفت)
تخمیری، تخمیر کننده
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
سیباب تخمیری
شیر تخمیری
غذای تخمیری
فراوردۀ شیری تخمیری
فراوردۀ لبنی تخمیری
محصول تخمیری
دارای ماده تخمیری
ماده تخمیری بزاق
نظرات