Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخصیص

تلفظ بین المللی : /tˈaxsis/ تلفظ :‌ [t'axsis]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • تخصیص دادن
  • تخصیص اسناد
  • تخصیص اعانه
  • تخصیص دادن به
  • تخصیص بسامد
  • تخصیص بهینه
  • تخصیص تصادفی
  • تخصیص تصادفی سفر
  • تخصیص تناسبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تخصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) خاص کردن. ( زوزنی ). خاص کردن. ضد تعمیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاص گردانیدن. ( آنندراج ). تخصیص چیزی ؛ ضد تعمیم آن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). تخصیص به چیزی ؛ تفضیل دادن آن. ( از المنجد ). یکی از رسومات دینیه است که شخص یا مکانی یا شیئی را برای عمل مقدس معین کنند. ( قاموس کتاب مقدس ) : و فایده در تخصیص عدل و سیاست و ترجیح آن بر دیگر اخلاق ملوک آنست که تمامی اب...

فرهنگ عمید

خاص کردن، اختصاص دادن، چیزی را به چیز دیگر مخصوص داشتن، ویژه کردن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ویژه گردانیدن ، خاص کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَخْصیصاصطلاحی در اصول فقه، به معنی اخراج حکمی از موضوع؛ چنان که موردی از نظر موضوع داخل و از نظر حکم خارج باشد؛ مثلاً در «ماه رمضان بر هر مکلّفی روزه گرفتن واجب است، مگر بیمار و مسافر» (بقره، ۱۸۵) در این عبارت، «بیمار» یا «مسافر» در موضوع عبارت «هر مکلف» داخل است؛ چون او نیز مکلّف است امّا حکم وجوب روزه، از او استثنا شده است. فرق بین تخصیص و تخصص آن است که در تخصیص، یک مورد، در موضوع داخل است اما...

فرهنگ فارسی

اختصاص فضایی از حافظه یا منبعی از رایانه به یک منظور تعریف‌شده

خاص کردن، اختصاص دادن ، ویژه کردن
۱-( مصدر ) ویژه گردانیدن ویژه کردن خاص کردن مقابل تعمیم . ۲- اختصاص ویژگی . جمع :تخصیصات .

دانشنامه عمومی

گماردن

خاص کردن

تخصیص (حقوق). تخصیص (انگلیسی: Appropriation)و تخصیص حکومتی به عمل کنار گذاشتن چیزی برای استفاده از آن در یک کاربرد خاص با مستثنا کردن همه دیگر کاربردها است.معمولاً این مفهوم به مشخص کردن پول برای کاربردهای خاص در بافتار بودجه یا لایحه خرج کردن از سمت قوه مقننه گفته می شود.wiki: تخصیص (حقوق)...

مترادف و متضاد

اختصاص دادن

اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص ≠ تعمیم

خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن

۱. اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص
۲. اختصاص دادن
۳. خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن ≠ تعمیم

dedication (اسم)فداکاری، تخصیص، اهداءallotment (اسم)سهم، تخصیص، تقسیم، تقدیر، پخش، جیره، تسهیمdevotion (اسم)هواخواهی، پرستش، سرسپردگی، تخصیص، وقف، صمیمیت، جانسپار، از خود گذشتگی، دعا، مریدیappr...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ـــ تخصیص به معنی خارج کردن خاص از حکم عام و اختصاص دادن کسی به چیزی است.خارج کردن خاص از حکم عام معنی اصولی تخصیص است و در این معنی اگر بین دلیل خاص و عام امکان جمع نباشد و دلیل خاص به جهت ظاهر تر بودن دلالتش، بر عام مقدّم شود و تخصیص تحقّق می یابد در نتیجه حکم می شود که گویندۀ حکیم از عام، غیر خاص را اراده کرده است.اما اختصاص دادن کسی به چیزی معنی فقهی تخصیص است که از آن به مناسبت در ...

فرهنگ فارسی ساره

کنارگزاری، بخش کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{allocation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اختصاص فضایی از حافظه یا منبعی از رایانه به یک منظور تعریف شده

کلمات مرتبط

  • تخصیص دادن
  • تخصیص اسناد
  • تخصیص اعانه
  • تخصیص دادن به
  • تخصیص بسامد
  • تخصیص بهینه
  • تخصیص تصادفی
  • تخصیص تصادفی سفر
  • تخصیص تناسبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات