معانی کلمه : تخصیص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خاص کردن، اختصاص دادن، چیزی را به چیز دیگر مخصوص داشتن، ویژه کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ویژه گردانیدن ، خاص کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اختصاص فضایی از حافظه یا منبعی از رایانه به یک منظور تعریفشده
خاص کردن، اختصاص دادن ، ویژه کردن
۱-( مصدر ) ویژه گردانیدن ویژه کردن خاص کردن مقابل تعمیم . ۲- اختصاص ویژگی . جمع :تخصیصات .
۱-( مصدر ) ویژه گردانیدن ویژه کردن خاص کردن مقابل تعمیم . ۲- اختصاص ویژگی . جمع :تخصیصات .
دانشنامه عمومی
گماردن
خاص کردن
مترادف و متضاد
اختصاص دادن
اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص ≠ تعمیم
خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن
۱. اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص
۲. اختصاص دادن
۳. خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن ≠ تعمیم
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
کنارگزاری، بخش کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{allocation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اختصاص فضایی از حافظه یا منبعی از رایانه به یک منظور تعریف شده
