تخصص. [ ت َ خ َص ْص ُ ] ( ع مص ) خاص گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ). || یگانه شدن به چیزی. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || ( اصطلاح علم اصول ) قسیم تخصیص. خروج شی از حکم بطبیعت و ذات نه بواسطه مخصص لفظی. مثلاً اگر گویند «دانشمندان پرهیزکار را اکرام کنید»، دو گروه از این حکم خارج اند:دانشمندان ناپرهیزکار که با قید لفظی «پرهیزکار» خارج شدند و آنرا تخصیص گویند، مردم ن...
فرهنگ عمید
۱. خاص گردیدن، به چیزی مخصوص شدن. ۲. در کاری یا امری مهارت داشتن.
فرهنگ معین
(تَ خَ صُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به چیزی مخصوص شدن . ۲ - در کاری مهارت داشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَخَصُّص در اصول فقه، خروج چیزی از موضوع حکم عام را تخصّص گویند. چنان که گویند: «دانشمندان را احترام کن» بدیهی است که جاهل تخصّصاً از این فرمان خارج است؛ چون درموضوع عبارت، داخل نیست.
خاص گردیدن، بچی ی مخصوص شدن، ویژه کردن، مهارت ۱-( مصدر ) خاص گردیدنبامری مخصوص شدن . ۲- در کاری مهارت داشتن . ۳- ( اسم ) اختصاص ویژگی . ۴- مهارت .جمع : تخصصات .
دانشنامه عمومی
تخصص یکی از مراحل تحصیل علم پزشکی است. پزشکان عمومی پس از اتمام تحصیلات خود در دانشکده پزشکی، به طور معمول تحصیلات تکمیلی خود در یک تخصص خاص پزشکی آغاز می کنند، که پس از طی این دوره که به دستیاری پزشکی موسوم است، تبدیل به یک پزشک متخصص در همان تخصص خاص می شوند.wiki: تخصص تخصص (پزشکی). تخصص یکی از شاخه های علم پزشکی است. پزشکان عمومی پس از اتمام تحصیلات خود در دانشکده پزشکی، به طور معمول تحصیلات ت...
proficiency (اسم)مهارت، چیرگی، زبر دستی، کارایی، تخصصspecialty (اسم)تخصص، ویژه گری، اختصاص، داروی ویژه یا اختصاصی، کیفیت ویژه، رشته اختصاصی، کالای ویژه، اسپسیالیتهspecialization (اسم)تخصص، ویژه کاری، ویژه گریspeciality (اسم)تخصص، ویژه ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ــ تخصص به معنی خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل است؛ مانند خروج زید جاهل از دلیل وجوب اکرام عالمان (اکرم العلماء)، به شی ء محکوم به خروج- مانند زید در مثال- «خارج به تخصص» گفته می شود. ــ تخصص به معنای خروج حقیقی چیزی از شمول موضوع عام به کار می رود.ـــ تخصص به معنی خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل است. واژۀ تخصص در برابر تخصیص از اصطلاحات علم اصول فقه و عبارت است از خروج حقیقی و وجدانی چیزی...