Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخشیدن

تلفظ بین المللی : /taxʃˈidan/ تلفظ :‌ [taxS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ترشیدن
  • تاشیدن
  • ریش بی او تاشیدن
  • تاشیدَن
  • تخشین
  • تخیدن
  • محمودرضا تخشید
  • رخ تابیدن
  • رسن تابیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تخشیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) بالا نشستن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صدر مجلس نشستن. ( ناظم الاطباء ). قیاس شود با: پارسی باستان «همتخشی » ، «همتخشتا» ، ریشه اوستائی «ثوخش » ، «ثوخش َ» ، غیور، باهمت ، «ثوخشه » ، «ثوخشیشت َ» ، پهلوی «توخشیتن » ، هندی باستانی «تواکشس » ، قوه ، نیرو. ( حاشیه برهان چ معین ). تخشید، یعنی بالا نشست ، چه تخش بمعنی بالا و صدر مجلس هم آمده است. ( برهان ). کسی که ب...

فرهنگ عمید

کوشش کردن، کوشیدن، سعی کردن.

فرهنگ معین

(تُ دَ ) (مص ل . ) کوشیدن ، کوشش کردن .

کلمات مرتبط

  • ترشیدن
  • تاشیدن
  • ریش بی او تاشیدن
  • تاشیدَن
  • تخشین
  • تخیدن
  • محمودرضا تخشید
  • رخ تابیدن
  • رسن تابیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات