Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخت نشین

تلفظ بین المللی : /tˈaxtneʃˌin/ تلفظ :‌ [t'axtneS,in]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تخت شاه نشین
  • سوسک پوسته نشین تخت
  • تخت نشینی
  • تخت نشینان خاک
  • تخت نشان
  • تات نشین های بلوک زهرا
  • تخم نشین
  • شب نشینی های تست
  • تخته نشان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تخت نشین. [ ت َ ن ِ ] ( نف مرکب ) پادشاهی که دارای تخت و تاج باشد. ( ناظم الاطباء ). از عالم مسندنشین. ( آنندراج ) : هرکه شد تاجدار و تخت نشین تاج او آسمان و تخت زمین.نظامی.کآن تخت نشین که اوج سای است خرد است ولی بزرگ رای است.نظامی.تاج بخش شهان تخت نشین مشرق و مغربش بزیر نگین.؟ ( حبیب السیر جزو 4 از ج 3 ص 322 ).و رجوع به ماده بعد شود....

فرهنگ فارسی

( صفت ) پادشاهی که دارای تخت و تاج باشد. یا تخت نشین تخت نشینان خاک . ۱- ساکنان زمین . ۲- پادشاهان . ۳- ارواح . ۴- اهل سلوک .

کلمات مرتبط

  • تخت شاه نشین
  • سوسک پوسته نشین تخت
  • تخت نشینی
  • تخت نشینان خاک
  • تخت نشان
  • تات نشین های بلوک زهرا
  • تخم نشین
  • شب نشینی های تست
  • تخته نشان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات