Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخ

تلفظ بین المللی : /tˈax/ تلفظ :‌ [t'ax]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • تخ به تخ
  • تخ تخ
  • تخ تخ هادائن
  • تخ تخی
  • تَخ گیوَه
  • تَخ تخون ، تق تقون
  • تخ کردن
  • تخ کرد
  • اخ و تخ کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تخ . [ ت َ ] (اِ) ثفل کنجد روغن کشیده . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به تَخ ّ شود.

تخ . [ ت َ / ت ِ ] (صوت ) کلمه ایست که به شیرخوارگان گویند تا چیزی را که در دهان دارد بیفکند.

تخ . [ ت َخ خ ] (ع اِ) عصاره ٔ کنجد. رجوع به تَخ شود. || خمیر ترش . (منته...

فرهنگ عمید

۱. تفاله.
۲. تفالۀ کنجد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ثفل کنجد روغن کشیده .
عصاره کنجد یا خمیر ترش

گویش مازنی

صوتی منع کننده و بازدارنده برای کودکان – صوتی برای بازداشتن ...

/teKh/ صوتی منع کننده و بازدارنده برای کودکان – صوتی برای بازداشتن کودکان از خوردن و یا غذاهای مضر

واژه نامه بختیاریکا

( تِخ ) چخ؛ نهیب زدن به سگ

کلمات مرتبط

  • تخ به تخ
  • تخ تخ
  • تخ تخ هادائن
  • تخ تخی
  • تَخ گیوَه
  • تَخ تخون ، تق تقون
  • تخ کردن
  • تخ کرد
  • اخ و تخ کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات