معانی کلمه : تحیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. حیران شدن، سرگشته شدن.
۲. سرگردانی، سرگشتگی.
۳. (اسم ) (تصوف ) از مراحل سلوک که عارف در آن مرحله خود را سرگشتۀ جمال و جلال الهی می بیند.
۲. سرگردانی، سرگشتگی.
۳. (اسم ) (تصوف ) از مراحل سلوک که عارف در آن مرحله خود را سرگشتۀ جمال و جلال الهی می بیند.
فرهنگ معین
(تَ حَ یُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) سرگشته شدن ، حیران گشتن .
فرهنگ فارسی
حیران شدن، سرگشته شدن، سرگردانی
۱- ( مصدر ) سرگشته شدن خیره گردیدن خیره ماندن . ۲-( اسم ) سر گردانی سرگشتگی حیرت . ۳- آشفتگی . جمع تحیرات .
۱- ( مصدر ) سرگشته شدن خیره گردیدن خیره ماندن . ۲-( اسم ) سر گردانی سرگشتگی حیرت . ۳- آشفتگی . جمع تحیرات .
مترادف و متضاد
حیرتزدهشدن، سرگشته شدن
حیرت، حیرانی، درماندگی، سرگردانی، سرگشتگی
۱. حیرت، حیرانی، درماندگی، سرگردانی، سرگشتگی
۲. حیرتزدهشدن، سرگشته شدن
