کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تحمیلات
تلفظ بین المللی :
/tahmˈilɑt/
تلفظ :
[tahm'ilAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تحصیلات تکمیلی
تحصیلات مقدماتی
دوره تحصیلات
تحصیلات
تحویلات
تمیلات
ازمون زبان سوئدی برای تحصیلات دانشگاهی
دانشگاه ازاد اسلامی پردیس تحصیلات تکمیلی علوم و تحقیقات مازندران
دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تحمیلات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تحمیل. تحمیلها. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تحمیل شود.
فرهنگ فارسی
( مصدراسم ) سربار شدن .
کلمات مرتبط
تحصیلات تکمیلی
تحصیلات مقدماتی
دوره تحصیلات
تحصیلات
تحویلات
تمیلات
ازمون زبان سوئدی برای تحصیلات دانشگاهی
دانشگاه ازاد اسلامی پردیس تحصیلات تکمیلی علوم و تحقیقات مازندران
دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته
نظرات