تحلیلی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تحلیل. انتزاعی. مجرد، چون هندسه تحلیلی ، احکام تحلیلی. - احکام تحلیلی ؛ اصطلاحی است در تقسیم تصدیقات منسوب به کانت و بر طبق این تقسیم احکام بر دو گونه خواهند بود: تحلیلی و ترکیبی. احکام ترکیبی آنهایی هستند که در آنها محکوم ٌبه بطور ضمنی در محکوم علیه موجود است. مثال : تمام اشعه دایره با هم مساوی هستند. مثال دیگر: جسم دارای سه بعد است. ( از روانشناسی تربیتی تألی...
دانشنامه آزاد فارسی
تحلیلی (analytic)(یا: آنالیتیک) اصطلاحی فلسفی برگرفته از کانت، در مقابل «تألیفی» یا «ترکیبی». در حکم تحلیلی، معرفت جدیدی حاصل نمی شود. مثلاً حکم «هر مجردی ازدواج نکرده است»، یا «هر جسمی بُعد دارد» همان گویی است، زیرا مفهوم بُعد چیزی بر مفهوم جسم نمی افزاید، بلکه از قبل در آن مندرج است؛ در حالی که در گزاره ای مانند «هر جسمی وزن دارد» مفهوم وزن در مفهوم جسم مندرج نیست، بلکه اضافه بر آن است و این گزا...
فرهنگ فارسی
منسوب به تحلیل انتزاعی مجرد
دانشنامه عمومی
تحلیلی می تواند به این موارد اشاره کند:فلسفه تحلیلی، فلسفهٔ انتقادی حاکم بر دانشگاه های کشورهای انگلیسی زبان (آنگلو-ساکسون)گزاره تحلیلی-گزاره ترکیبی، گزاره ای که صدق یا کذب آن بدون مراجعه به جهان خارج مشخص باشدهندسه تحلیلی، شاخه ای از ریاضیات مرکب از هندسه و جبر مقدماتیتابع تحلیلی، تابعی که به طور محلی به وسیله یک سری توانی همگرا مشخص می شودروان شناسی تحلیلی، روش روانشناختی کارل گوستاو یونگپردازش ...
مترادف و متضاد
analytic(صفت)
تحلیلی، روانکاوی، تجزیهای، مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی، قابل حل به طریق جبری
analytical(صفت)
تحلیلی، روانکاوی، تجزیهای، مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی، قابل حل به طریق جبری