تحلل. [ ت َ ح َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) استثنا کردن در سوگند. ( تاج المصادر بیهقی ). تحلل در یمین ؛ استثنا کردن در سوگند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || تحلل از یمین ؛ بیرون آمدن ازقسم به کفاره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): و آلت حلفة لم تحلل ؛ ای حلفت یمیناً مرسلة عن القید و الاستثناء. ( اقرب الموارد ). || بحلی خواستن. (...
فرهنگ عمید
۱. بحلی خواستن، طلب حلالیت کردن. ۲. کفاره دادن برای سوگند و رها شدن از قید سوگند با دادن کفاره.
فرهنگ معین
(تَ حَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - حلال طلبیدن ، بحلی خواستن . ۲ - با دادن کفاره از قید سوگند رها شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- استثنا کردن در سوگند. ۲- بیرون آمدن از قسم بکفاره . ۳- بحلی خواستن .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تَحَلُّل به معنی بیرون آمدن از احرام است.
با احرام حج یا عمره اموری بر شخص حرام میشود که با تحلّل، حلال میگردد. از این عنوان در باب حج سخن رفته است.تحلّل یا از احرام حج است یا عمره و در هر دو صورت، یا پس از اتمام مناسک صورت میگیرد و یا پس از حصول صدّ یا احصار که مانع از اتمام مناسک میگردد.← تحلّل از احرام حجمستحب است مُحرم با خدای خود شرط کند که چنانچه برای او مانعی از اتمام حج ـ هم...