کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تحفیف
تلفظ بین المللی :
/tˈahfif/
تلفظ :
[t'ahfif]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نرخ تخفیفی
با تخفیف فروختن
تحریف شدن
تحریف کردن
تخفیف جرم
تخفیف دادن
تخفیف دار
تخفیف درد
تخفیف درد و غیره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تحفیف. [ ت َ ] ( ع مص ) طواف کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). گرداگرد چیزی یا کسی برآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پوشیدن چیزی را به جامه و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بافتن پارچه را با حَف . ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || سخت عیش و کم مال شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از ق...
کلمات مرتبط
نرخ تخفیفی
با تخفیف فروختن
تحریف شدن
تحریف کردن
تخفیف جرم
تخفیف دادن
تخفیف دار
تخفیف درد
تخفیف درد و غیره
نظرات