Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحصل

تلفظ بین المللی : /tahˈassol/ تلفظ :‌ [tah'assol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تحصل قضایا
  • تحصلی مکتب
  • التحصیل
  • روان شناسی تحلیلی
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • شاخص تحمل
  • سطح تحلیل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تحصل. [ ت َ ح َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) گردآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تجمع چیزی. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || ثابت گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ثابت شدن چیزی. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحصل از مسأله ای ؛ رهایی جُسته شدن از آن : تحصل من المسئلة کذا؛ اُستخلص. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).

فرهنگ عمید

۱. حاصل شدن، گرد آمدن.
۲. ثابت و برقرار شدن.

فرهنگ معین

(تَ حَ صُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - حاصل بودن ، به حصول پیوستن . ۲ - گرد آمدن . ۳ - ثابت گردیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- حاصل بودن بدست بودن بحصول پیوستن . ۲- گرد آمدن . ۳- ثابت گردیدن .

کلمات مرتبط

  • تحصل قضایا
  • تحصلی مکتب
  • التحصیل
  • روان شناسی تحلیلی
  • روش تحلیل تأثیر بر روند
  • زبان تحلیلی
  • اندام تحلیل رفته
  • شاخص تحمل
  • سطح تحلیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات