کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تحسیب
تلفظ بین المللی :
/tˈahsib/
تلفظ :
[t'ahsib]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قاضی تحسین
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
تحسین لکنویی عطاحسین
تحسین آمیز
تحسین حضار
تحسین خود
تحسین و شادی
تحسین کردن
تحسین کننده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تحسیب. [ ت َ ] ( ع مص )سیر خورانیدن و سیر نوشانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || کسی را چندان عطا دادن تا خوشنود شود. ( تاج المصادر بیهقی ). دادن آنچه شخص بدان خوشنود شود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دادن کسی را چیزی که بدان خوشنود شود. ( آنندراج ). || چیزی را بالش کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تو...
کلمات مرتبط
قاضی تحسین
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
تحسین لکنویی عطاحسین
تحسین آمیز
تحسین حضار
تحسین خود
تحسین و شادی
تحسین کردن
تحسین کننده
نظرات