معانی کلمه : تحریف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تغییر دادن، تبدیل کردن و گردانیدن کلام کسی از وضع و طرز و حالت اصلی خود.
۲. بعضی حروف کلمه را عوض کردن و تغییر دادن معنی آن.
۲. بعضی حروف کلمه را عوض کردن و تغییر دادن معنی آن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - گردانیدن . ۲ - تغییر دادن اصل کلام .
فرهنگ فارسی
کج کردن، گردانیدن، تغییروتبدیل دادن وگردانیدن
۱- ( مصدر ) گردانیدن کژ کردن . ۲- تبدیل و تغییر کلام را از وضع و طرز و حالت اصلی. ۳- بعضی ازحروف یک کلمه را عوض کردن . جمع : تحریفات .
۱- ( مصدر ) گردانیدن کژ کردن . ۲- تبدیل و تغییر کلام را از وضع و طرز و حالت اصلی. ۳- بعضی ازحروف یک کلمه را عوض کردن . جمع : تحریفات .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تبدیل، تغییر، دگرگونسازی، قلب ≠ تصحیح
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
دستبری، دگرگون کردن
