معانی کلمه : تحریری
لغت نامه دهخدا
تحریری. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تحریر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تحریر شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به تحریر
( صفت ) منسوب و مربوط به تحریر ( نوشتن نگاشتن ) .
مترادف و متضاد
scribal (صفت)
کتابی، تحریری، وابسته به کتابت
فرهنگستان زبان و ادب
{melismatic} [موسیقی] منسوب به تحریر
