تحذیر. [ ت َ ] ( ع مص ) ترسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحریز و تنبیه. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). || ( اصطلاح نحو ) تحذیر آنست که مخاطب را به امری که احتراز از آن واجب است متوجه کنند. احکام تحذیر: تحذیر یا با «ایّاک َ» و فروع آنست و یا بدون آن. هر گاه با «ایاک » باشد محذرمن...
فرهنگ عمید
۱. بر حذر ساختن، ترساندن. ۲. پرهیز دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - ترسانیدن . ۲ - پرهیز دادن .
فرهنگ فارسی
برحذرساختن، ترساندن، پرهیزدادن ( مصدر ) ۱- ترسانیدن بیم دادن. ۲- پرهیزانیدن پرهیز فرمودن . جمع : تحذیرات .
[ویکی فقه] تحذیر (ابهام زدایی). تحذیر ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تحذیر (فقه)، به معنی برحذر داشتن و دارای احکامی در فقه اسلامی• تحذیر (نحو)، "تحذیر" مصدر باب "تفعیل" از ماده ی "حذر" و در لغت به معنای بیم دادن و بر حذر داشتن• قاعده تحذیر، یکی از قواعد فقه...wikifeqh: اسم مذکور (اسم مذکور ممکن است محذّرمنه (امر مکروه) و یا محذّر (مخاطب یا متعلق به آن) باشد که در ادامه به هر دو نوع ا...