Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تحدر

تلفظ بین المللی : /tahˈaddor/ تلفظ :‌ [tah'addoR]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • التحریر فی الاصول
  • ردۀ تحرک
  • رژیم نشانگان رودۀ تحریک پذیر
  • سردرد بیش تحرکی
  • عنصر تحرک هوایی
  • غشای تحریک پذیر
  • فرماندهی تحرک هوایی
  • کاغذ تحریر
  • گذرهای تحریری
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تحدر. [ ت َ ح َدْ دُ ] ( ع مص ) به نشیب فرودآمدن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). فرودآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحدر از کوه ؛ فرودآمدن از آن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تحدر اشک از چشم ؛ فرودویدن آن. ( از منتهی الارب ): اری ام عمرو دمعها قد تحدراً؛ ای تنزل. ( اقرب الموارد ). || ریختن باران از ابر. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(تَ حَ دُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - فرو ریختن ، فرو دویدن . ۲ - سرازیر شدن ، به نشیب آمدن . ۳ - (اِمص . ) فروریزی ، ج . تحدرات .

کلمات مرتبط

  • التحریر فی الاصول
  • ردۀ تحرک
  • رژیم نشانگان رودۀ تحریک پذیر
  • سردرد بیش تحرکی
  • عنصر تحرک هوایی
  • غشای تحریک پذیر
  • فرماندهی تحرک هوایی
  • کاغذ تحریر
  • گذرهای تحریری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات