تجلیل. [ ت َ ] ( ع مص ) فراگرفتن. ( صحاح جوهری ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). همه را فرارسیدن و بپوشانیدن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). فراز گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بپوشانیدن چیزی و فراز گرفتن. ( آنندراج ): جلل المطر الارض ؛ اذا عمها و طبقها فلم یدع شیئاً الا غطی علیه. ( اقرب الموارد ). || جل بر ستور افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( صحاح جوهری ) ( ا...
فرهنگ عمید
بزرگداشت.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) بزرگ داشتن ، احترام گذاشتن .
فرهنگ فارسی
بزرگ کردن، بزرگ داشتن، احترام کردن، بزرگداشت ( مصدر ) ۱- بزرگ داشتن تبجیل . ۲- ( اسم ) بزرگداشت . جمع : تجلیلات . توضیح در عربی بمعنی (( قرار دادن جل اسب را ) ) آمده و ایرانیان در معنی آن تصرف کرده بمعنی (( اجلال ) ) گرفته اند.