Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تجعد

تلفظ بین المللی : /tadʒˈaʔʔod/ تلفظ :‌ [tadZ'a??od]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رژیم تعدیل یافته
  • زاویه ٔ تعدیل
  • انرژی تجدیدپذیر
  • محتمل ترین تعداد
  • منابع تجدیدناپذیر
  • منابع تجدیدپذیر
  • میزان تعدیل یافته
  • الت تعدیل
  • الت تعدیل گرما
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تجعد. [ ت َ ج َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) درکشیده شدن و ترنجیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || جعد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). جعد شدن موی. ( زوزنی ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). بُشک شدن موی. ( مجمل اللغه ) پیچان گردیدن موی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. پیچ پیچ شدن موی سر.
۲. پیچیده شدن موی.

فرهنگ معین

(تَ جَ عُّ ) [ ع . ] (اِ. ) پیچ و تاب پیدا کردن مو.

فرهنگ فارسی

درکشیده شدن و ترنجیدن . یا جعد شدن . جعد شدن موی . بشک شدن موی . پیچان گردیدن موی .

کلمات مرتبط

  • رژیم تعدیل یافته
  • زاویه ٔ تعدیل
  • انرژی تجدیدپذیر
  • محتمل ترین تعداد
  • منابع تجدیدناپذیر
  • منابع تجدیدپذیر
  • میزان تعدیل یافته
  • الت تعدیل
  • الت تعدیل گرما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات