معانی کلمه : تجسیم
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تناور کردن . چیزی را بزرگ کردن . قرار دادن و گردانیدن آن را صاحب جسم و کلان تن ساختن آنرا . یا به جسم نسبت کردن و جسم گردانیدن چیزی را . به جسم نسبت دادن . قائل شدن جسم و جوهر برای خدا چنانکه فرق. کرامیه و مجسمه قائل بودند .
