Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تجرجم

تلفظ بین المللی : /tˌadʒarrˈodʒam/ تلفظ :‌ [t,adZaRR'odZam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صاحب ترجمه
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • بد ترجمه کردن
  • ترجمه ازاد
  • ترجمه شفاهی کردن
  • ترجمه غلط کردن
  • ترجمه مجدد
  • ترجمه و تفسیر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تجرجم. [ ت َ ج َ ج ُ ] ( ع مص ) افتادن مرد. ( اقرب الموارد ). افتادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بچاه فروافتادن چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). بچاه فرورفتن. || شکسته و ویران گردیدن. به آخر رسیدن شب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || درآمدن وحشی درجای باش خود و فراهم گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بسیار نوشیدن و خوردن. (...

فرهنگ فارسی

افتادن مرد . افتادن . یا بچاه فرو افتادن چیزی . بچاه فرو رفتن . یا شکسته و ویران گردیدن . به آخر رسیدن شب . یا در آمدن وحشی در جای باش خود و فراهم گردیدن . یا بسیار نوشیدن و خوردن .

کلمات مرتبط

  • صاحب ترجمه
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • بد ترجمه کردن
  • ترجمه ازاد
  • ترجمه شفاهی کردن
  • ترجمه غلط کردن
  • ترجمه مجدد
  • ترجمه و تفسیر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات