Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تجاوز

تلفظ بین المللی : /tadʒˈɑvoz/ تلفظ :‌ [tadZ'Avoz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تجاوز از اختیارات
  • تجاوز به عنف
  • تجاوز به ملک دیگری
  • تجاوز از حدود
  • تجاوز بمقدسات
  • تجاوز به حقوق کسی کردن
  • تجاوز به عصمت
  • تجاوز فاحش
  • تجاوز نشده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تجاوز. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) عفو کردن گناه کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درگذشتن ازگناه. ( ترجمان عادل بن علی ) ( آنندراج ) : سزاوار عاطفت خداوند عالم سلطان بزرگ... که آنچه به اول رفته از بندگان تجاوز فرمایند. ( تاریخ بیهقی ). هر کار بقصد نقض عهد منسوب نباشد مجال تجاوز... فراختر باشد. ( کلیله و دمنه ). رسولان بشفاعت تجاوز از زلات اخلاطیان چند نوبت بفرستادند. ( جهانگشای جوینی ). || چشم پوشید...

فرهنگ عمید

۱. حملۀ نظامی یک یا چند کشور به یک یا چند کشور دیگر.
۲. آسیب رساندن یا از میان بردن حقوق دیگران.
۳. خارج شدن از اندازه.
۴. [قدیمی] گذشت، بخشش.

فرهنگ معین

(تَ وُ ) [ ع . ] (مص ل . ) درگذاشتن ، فراگذاشتن .

دانشنامه آزاد فارسی

تجاوز (سیاست). تجاوز (سیاست)(aggression)در سیاست، حمله ای بی دلیل و غالباً متضمن تهدیدات روزافزون، به قصد مرعوب کردن حریف. اقدامات آلمان نازی به رهبری آدولف هیتلر در دهۀ ۱۹۳۰، که به جنگ جهانی دوم منجر شد، نمونه ای از تجاوزگری به شمار می رود. تهاجم عراق به ایران در ۱۹۸۰ (۱۳۵۹ش) و به کویت در ۱۹۹۰ نیز به منزلۀ اقدامی تجاوزگرانه محکوم شده است. این اصطلاح نخستین بار رسماً در ۱۹۱۹ در پیمان ورسای که در...

فرهنگ فارسی

ازحددرگذشتن، ا حدخودبیرون شدن، خارج شدن
( مصدر ) ۱- در گذاشتن فرا گذاشتن . ۲- گذشت کردن . ۳- گذشتن : (( از حد خود تجاوز نکن . ) ) ۴- ( اسم ) گذشت عفو . ۵- در گذشتگی از حد . جمع : تجاوزات .

دانشنامه عمومی

تجاوز (آلبوم). «تجاوز» (به انگلیسی: Trespassing) یک آلبوم از آدام لمبرت است که در ۱۴ مه ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-05-۱۴) منتشر شد.wiki: بهزاد فراهانی ساختهٔ سال ۱۳۴۹ است.داوود رشیدیاکبر مشکینآذر فخربهزاد فراهانیمنوچهر فریدجمشید لایقفهیمه رحیم نیافیروز بهجت محمدیپرویز فنی زادهخسرو شجاع زادهحسین کسبیانفریدون نوریفردوس کاویانیحمید طاعتیعزیزاله هنرآموزمحمود دولت آبادیمهری ودادیانرضا کرم رضاییاصغر سمسارزادهعبدول (د...

مترادف و متضاد

سرپیچی کردن

حدشکنی، مرزشکنی

اجحاف، تخطی، تخلف

اغماض، چشم‌پوشی، عفو، گذشت

هتک‌عصمت، عمل منافی عفت به عنف

تعدی، تعرض، دست‌درازی، دست‌اندازی

اجحاف کردن، تخطی کردن، حدشکنی کردن

۱. اجحاف، تخطی، تخلف ۲. تعدی، تعرض، دستدرازی، دستاندازی ۳. حدشکنی، مرزشکنی ۴. هتکعصمت، عمل منافی عفت به عنف ۵. اغماض، چشمپوشی، عفو، گذشت ۶. اجحاف کردن، تخطی کردن، حدشکنی کردن ۷. سرپیچی ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تجاوزبه معنی گذشتن از حد در ابواب مختلف فقه آمده است.اگر گذشتن از حد نسبت به دیگران باشد از آن به تعدی و ظلم تعبیر می‏شود. چنان‏که از تجاوز نسبت به افعال انسان در ارتباط با خودش به افراط ، اسراف و تبذیر تعبیر می‏شود. این عنوان به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد و دیات به کار رفته است.تجاوز در باب طهارتاگر خون دیدن زن از ده روز تجاوز کند، مازاد بر ده روز حکم حیض ندارد، ...

فرهنگ فارسی ساره

چنگ اندازی، دست درازی، تازش


کلمات مرتبط

  • تجاوز از اختیارات
  • تجاوز به عنف
  • تجاوز به ملک دیگری
  • تجاوز از حدود
  • تجاوز بمقدسات
  • تجاوز به حقوق کسی کردن
  • تجاوز به عصمت
  • تجاوز فاحش
  • تجاوز نشده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات