کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تثمیر | کلماتور
معانی کلمه : تثمیر
تلفظ بین المللی :
/tˈasmir/
تلفظ :
[t'asmiR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
راهنمای تعمیرات سازه
التامیرا شهر
التامیرا غار
ژی تمیر
سیباب تخمیری
شیر تخمیری
صالح تمیرتاشی
غذای تخمیری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تثمیر. [ ت َ ] ( ع مص ) بسیار کردن مال. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). افزودن و بسیار کردن. ( زوزنی ): هر که... مال بدست آورد و در تثمیر آن غفلت ورزد زود درویش شود. ( کلیله و دمنه ). || میوه چیدن و بمعنی نفع یافتن. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). به ثمر آوردن. ( فرهنگ نظام ). || مسکه برآوردن شیر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب...
فرهنگ عمید
۱. به ثمر رسانیدن.
۲. زیاد کردن مال و بهره گرفتن از آن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) به ثمر رسانیدن ، سود دادن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بسیار کردن ببار آوردن بار آوردن:(( در تثمیر مال باید کوشید. ) )
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
راهنمای تعمیرات سازه
التامیرا شهر
التامیرا غار
ژی تمیر
سیباب تخمیری
شیر تخمیری
صالح تمیرتاشی
غذای تخمیری
نظرات