کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تتیز
تلفظ بین المللی :
/tatˈajjoz/
تلفظ :
[tat'ajjoz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان تیز
زخم تیز
طبع تیز کردن
قابل تمیز
کارد تیز
کارد تیز کن
گوش تیز
گنبد تیزرو
با سنگ تیز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تتیز. [ ت َ ت َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) برکنده شدن در رفتار خود. || برجستن بسوی کسی. ( قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
برکنده شدن در رفتار خود یا برجستن به سوی کسی .
کلمات مرتبط
زبان تیز
زخم تیز
طبع تیز کردن
قابل تمیز
کارد تیز
کارد تیز کن
گوش تیز
گنبد تیزرو
با سنگ تیز کردن
نظرات