معانی کلمه : تتابع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پیاپی شدن، در پی هم قرار گرفتن.
فرهنگ معین
(تَ بُ ) [ ع . ] (مص ل . ) پیاپی شدن .
فرهنگ فارسی
پیاپی شدن، پی درپی آمدن، ازپی هم رسیدن
( مصدر ) پیاپی شدن دما دم گشتن پی درپی شدن.یا تتابع اضافات. آنکه در نظم یا نثر چند کلمه را در حال اضافه پی درپی آورنند : بصفای دل رندان صبوحی زدگان . ( حافظ )
( مصدر ) پیاپی شدن دما دم گشتن پی درپی شدن.یا تتابع اضافات. آنکه در نظم یا نثر چند کلمه را در حال اضافه پی درپی آورنند : بصفای دل رندان صبوحی زدگان . ( حافظ )
