تبقیط. [ ت َ ] ( ع مص ) برآمدن بر کوه. ( اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شتاب کردن در سخن و در راه. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ). شتابی کردن در گفتار و رفتار. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). غلبه کردن کسی را به حجت. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || جدا و پراکنده کردن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المح...