تبریز. [ ت ِ ] (اِ) سفره . (لسان العجم شعوری ورق 299 الف ) (ناظم الاطباء). نطع. (ناظم الاطباء) : چنانکه عام شده نعمت فراوانش به پیش مردم و حیوان همی کشد تبریز. ابوالمعانی (از لسان العجم ایضاً).|| میز و کرسی . || نشیمن . (ناظم الاطباء). || نام شعبه ای از موسیقی . (غیاث اللغات )....
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بیرون آوردن ، آشکار کردن ، پیشی گرفتن . ۲ - (اِ. ) نام مرکز استان آذربایجان شرقی .
فرهنگ فارسی
شهریست مرکز آذربایجان شرقی استان سومجمعیت آن بالغ بر ۵۹۸/۵۷۶ تن . این شهر مکرر پایتخت پادشاهان بوده و ابنیه و آثار معروفی داشته که بسبب هجوم خارجیان و زلزله غالبا خراب شده . آب و هوای آن معتدل و سردسیری است . تلخه رود و مهرانرود از آن میگذرند . دارای معادن زغال سنگ زرنیخ و نمک میباشد. شعبه ای موسیقی . سفره یا میز و کرسی یا نام شعبه از موسیقی .
دانشنامه عمومی
تبریز یا «توریز»، در لغت به معنای ریخته شده از «تب و لرز» یا «تولرز» (با زبر «ت» و سکون «و»)، و لرزش زمین یا زلزله است. و چنان آمده است که بارها در درازنای تاریخ بر اثر زلزله با خاک یکسان شده است.
تبریز یا «توریز» یا «توریژ» یا «تورژ» و «دورژ» در لغت به معنای ریخته شده از «تب و لرز» یا «تو لرز» (با زبر «ت» و سکون «و») و لرزش زمین یا زلزله است. و چنان آمده است که بارها در درازنای تاریخ بر اثر...
نقل قول
تبریز، از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی.• -> قطران تبریزی• «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیده بود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند؛ و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی دانست. پیش...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تَبْریز، مرکز استان آذربایجان شرقی و شهرستانی به همین نام در آن استان می باشد.این شهرستان با ۱۹/۱۶۷‘۲ کمـ ۲ وسعت، از شمال به شهرستان ورزقان، از شمال غربی و غرب به شهرستان شبستر، از شمال شرقی به شهرستان هریس، از شرق به شهرستان بستان آباد، و از جنوب به شهرستان اسکو محدود است. شهرستان تبریز براساس تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۴ش متشکل از دو بخش به نام های مرکزی به مرکزیت شهر تبریز، و خسروشهر (خسرو...