معانی کلمه : تبرم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ملول شدن، دلتنگ شدن.
۲. به ستوه آمدن.
۲. به ستوه آمدن.
فرهنگ معین
(تَ بَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) به ستوه آمدن ، ملول شدن .
فرهنگ فارسی
دلتنگ شدن، به ستوه آمدن
ستوهیدن بستوه آمدن ملول شدن .
زن محترم و بزرگ و خاتون شعوری آنرا بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آنرا خاتون بزرگ نوشته است .
ستوهیدن بستوه آمدن ملول شدن .
زن محترم و بزرگ و خاتون شعوری آنرا بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آنرا خاتون بزرگ نوشته است .
