Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تبخاله دمیدن

تلفظ بین المللی : /tabxˈɑleː damˈidan/ تلفظ :‌ [tabx'Ale: dam'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تبخال دمیدن
  • تبخاله
  • تبخاله افتادن
  • تبخاله زدن
  • تبخال اور
  • تبخال زدن
  • تبخال
  • تباله
  • تباًله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تبخاله دمیدن. [ ت َ ل َ / ل ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) تبخاله افتادن. تبخاله برآوردن. تبخاله زدن : پنداری تبخاله خردک بدمیده ست بر گرد عقیقین دو لب دلبر عیار.منوچهری.با که سرگرم سخن گشت که تبخاله دمیدبر لب او ستم از شعله آواز خود است.خان آرزو ( از آنندراج ).رجوع به تبخال و تبخاله و دیگر ترکیب های این دو کلمه شود....

فرهنگ فارسی

تبخاله افتادن تبخاله بر آوردن تبخاله زدن .

کلمات مرتبط

  • تبخال دمیدن
  • تبخاله
  • تبخاله افتادن
  • تبخاله زدن
  • تبخال اور
  • تبخال زدن
  • تبخال
  • تباله
  • تباًله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات