کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تبجیح
تلفظ بین المللی :
/tˈabdʒih/
تلفظ :
[t'abdZih]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رأی ترجیحی
رأی گیری ترجیحی
نا بویایی ترجیحی
ترجیح دادن
ترجیح داشتن
ترجیح یافتن یا دادن
ترجیحا
ترجیحی
ترجیح بلامرجح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تبجیح. [ ت َ ] ( ع مص ) شادمانه کردن کسی را. ( منتهی الارب ). شادمانه گردانیدن. ( آنندراج ). شاد کردن کسی را.( شرح قاموس ). || بزرگ داشتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
رأی ترجیحی
رأی گیری ترجیحی
نا بویایی ترجیحی
ترجیح دادن
ترجیح داشتن
ترجیح یافتن یا دادن
ترجیحا
ترجیحی
ترجیح بلامرجح
نظرات