تباین. [ ت َ ی ُ ]( ع مص ) جدا شدن از یکدیگر. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ). بریدن از یکدیگر. ( فرهنگ نظام ). فرق. ( فرهنگ نظام ). تفاوت و فرق بودن و جدایی میان دو چیز. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). اختلاف و تفاوت و مخالفت و تناقض و عدم موافقت. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح منطق ) تباین بین دو قضیه آن است که مفهوم یکی بر مصادیق دیگری بطور کلی یا بر بعض آن صادق نباشد و آن بر دو ...
فرهنگ عمید
۱. جدایی. ۲. تفاوت. ۳. مخالف هم بودن، تضاد.
فرهنگ معین
(تَ یُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - جدا شدن از یکدیگر. ۲ - اختلاف داشتن ، تفاوت .
دانشنامه آزاد فارسی
تَبایُن(در لغت به معنی جدایی و اختلاف) در اصطلاح منطق در دو حوزه به کار می رود: ۱. در حوزۀ تصورات، یکی از نسَب اربعه بین دو کلی است (در برابر «تساوی») و آن چنان است که میان دو کلی وجه اشتراکی نباشد. تباین را می توان به کلی و جزئی تقسیم کرد: ۱) تباین کلی، نسبتی میان دو کلی است که هیچ یک بر افراد دیگری صدق نمی کند. ۲) تباین جزئی، عبارت است از سلب دو مفهوم کلی از یکدیگر به نحو جزئی، بنابراین شامل تبا...
[ویکی فقه] تباین به دو معنا به کار رفته است:۱. یکی از نسب اربعه است.۲. از اقسام نسبت بین دو عدد که در ریاضی از آن بحث می شود. فقها در باب ارث در بحث چگونگی تقسیم سهام ورثه و دستیابی به سهم هریک، از علم ریاضی بهره گرفته و اصطلاح تباین به معنای فوق را در این باب بسیار به کار برده اند.اگر دو مفهومی در هیچ یک از مصادیق با یکدیگر جمع نشوند و همانند دو خط موازی باشند که هیچگاه یکدیگر را قطع نمی کنند، نس...