تباهچه. [ ت َ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) تباهجه. تباهه. تبه. تبهره. گوشت نرم و نازک. ( فرهنگ جهانگیری ). گوشت پخته نرم و نازک را گویند، معرب آن طباهجه است. ( برهان ) ( آنندراج ). گوشت نازک شرحه شرحه برای کباب. ( فرهنگ نظام ). گوشت نرم و نازک قیمه کرده. ( ناظم الاطباء ). صاحب تاج العروس در ذیل طباهجه آرد: «... در بعضی نسخ تباهج بدون «ها» در آخر، گوشت شرحه شرحه و آن صفیف است و در تاج الاسماء معرب تباهه و در...
فرهنگ عمید
۱. خوراکی که از گوشت و بادنجان درست کنند، بورانی بادنجان. ۲. کباب: نه مرد مفتی و قاضی شدم، که دارم دوست / بهین تباهچه ای یا لطیف حلوایی (مظهر: لغت نامه: تباهچه ).