معانی کلمه : تاییس
لغت نامه دهخدا
تأییس. [ ت َءْ ] ( ع مص ) ( از «ای س » ) ناامید کردن. ( تاج المصادربیهقی ). ناامید گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کم و خوار شمردن. || اثر کردن در چیزی. || نرم گردانیدن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تأیس شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نا امید کردن . نا امید گردانیدن . یا کم و خوار شمردن .
روسبی معروف یونانی که اسکندر را باتش زدن تخت جمشید تشویق کرد .
